درکار نباید عجله کرد

آدم دست پاچه کار رادوبار می کند.

مفهوم :عجله کردن در کارها موجب دوبار انجام شدن آنها می شود.

معادل انگلیسی :haste makes waste.

نباید کار انجام می شد

آب که ازسرگذشت چه یک نی چه صدنی .

مفهوم :این کار نباید انجام میشدحال که شده بگذار بشود.

معادل انگلیسی :in for apenny in for a pound.

برای چیز ازدست رفته نباید غصه خورد

آب رفته به جوی باز نمی گردد.

مفهوم : اگر انسان چیزی را از دست بدهد نباید غصه بخورد.

معادل انگلیسی:there is no overtaking the shot once fried.

کار بیهوده وبی نتیجه

آب دریا به کیل پیمودن.

مفهوم:کار بیهوده وبی نتیجه انجام دادن.

معادل انگلیسی: to try to measure sea water by a pint  pot.

کار بیهوده

آب در هاون کوبیدن.

مفهوم: کاربیهوده وبی نتیجه انجام دادن.

معادل انگلیسی: to flog a dead horse.

رنج وزحمت

آب خوش از گلویش پایین نرفت.

مفهوم :کسی که پیوسته در رنج و زحمت باشد.

معادل انگلیسی :he was never happy.

کار بی فایده

آب به غربال دیگران ریختن.

مفهوم: کاربیهوده وبی فایده انجام دادن.

معادل انگلیسی :to carry water in a sieve.

نمی توان کاری کرد

آب ازسرش گذشته است.

مفهوم:دیگرنمی توان کاری کرد.

معادل انگلیسی:it is allover with him.

خسیس

 آب از دستش نمی چکد.

  مفهوم : آدم خسیسی می باشد.  

معادل انگلیسی :he is a skin flint