فقیری

آه ندارد که باناله سودا کند.

مفهوم :در بساطش چیزی نیست .

معادل انگلیسی :he has not a penny to bleass himself

افراد باتجربه

 آهن آهن رااز کوره بیرون می آورد.

مفهوم :افراد باتجربه وکار دان توانایی انجام کار های سخت را دارند.

معادل انگلیسی :diamond cuts diamond

تبلیغات  

آواز دهل شنیدن از دور خوش است.

مفهوم :چیزی بارش نیست  اما تبلیغات فراوان دارد.

معادل انگلیسی :distance lends ench antment

اوضاع واحوال  

آن سبو بشکست وآن پیمانه ریخت .

مفهوم :اوضاع واحوال تغییر یافته و باگذشته فرق می کند.

معادل انگلیسی :it is quite another story now

ناراحت وعصبانی

آن روی کسی را بالا آوردن.

مفهوم :شخصی را ناراحت وعصبانی کردن .

معادل انگلیسی :torough one up the wrong way


انسان درست کار

آن راکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک.

مفهوم :انسان درستکار از محاسبه کارهایش ترس ندارد.

معادل انگلیسی :a clear conscience fears no accusers


اختلاف

آنچه یکی رانوش ودیگری را نیش است .

مفهوم :نظرات ونیاز های افراد باهم اختلاف دارد.

معادل انگلیسی :one man is meat is another man is poison

سادگی

آنچه زود بر آید دیر نپاید.

مفهوم :هرچیزی که به سادگی به دست آید زود از بین می رود.

معادل انگلیسی :soon ripe soon rotten

خدا هرچه بخواهد

آنچه دلم خواست نه این شد نه آن

آن چه خدا خواست همان شد همان .

مفهوم :خواسته هایم عملی نشد وتقدیر الهی تحقق پذیرفت.

معادل انگلیسی :man proposes god disposes

تجربه

آنچه در آینده جوان بیند پیر درخشت خام بیند.

مفهوم :نظرات افرادباتجربه از نظرات جوانان بهتر است.

معادل انگلیسی :you cannot put old heads on young shoulders

آش وکاسه

آش همان آشه وکاسه همان کاسه .

مفهوم :شرایط تغییری نکرده واوضاع قبلی پابرجاست.

معادل انگلیسی :the old situation willbe repeted

آفتاب

آفتاب لب بام .

مفهوم :پیری ونزدیک بود شخص به زمان مرگ .

معادل انگلیسی : person approaching the end of his life

دهن سوز

آش دهن سوزی نیست .

مفهوم :چنگی به دل نزده ومهم نبودن شخص یا چیزی .

معادل انگلیسی : something particurarly good.

آَََشپز

آشپز که دوتا شد آش یاشور میشه یا بی نمک.

مفهوم :اگر مسؤل کاری دونفر باشد معمولا کار خراب میشود .

معادل انگلیسی : too many cocks spoil the  broth


نوبت

آسیاب به نوبت .

مفهوم :هر که زود تر آمده زود ترهم باید برود.

معادل انگلیسی :first come first served

راست ودروغ

آسمان ریسمان بافتن .

مفهوم :راست ودروغ را به هم بافتن .

معادل انگلیسی :to tell cock and bull story

آمادگی

آستین بالا زدن .

مفهوم :اعلام آمادگی برای کار و مهیا شدن برای آن.

معادل انگلیسی : to tuck up one is shirt sleeves

آرزو به گور

آرزو به گور بردن.

مفهوم :به هدف دست پیدا نکردن ونا کام ماندن در کارها.

معادل انگلیسی : to die frustrated in one wish

هوی و هوس

آردش را ریخته و الکلش را آویخته است.

مفهوم :هوی و هوس در او دیگر وجود ندارد.

معادل انگلیسی :he has sown his wild oats



آدم گرسنه

آدم گرسنه سنگ را هم می خورد.

مفهوم :شخص گرسنه هر چه به دست آورد رامی خورد وبه کیفیت آن اهمیتی نمی دهد.

معادل انگلیسی : hunger is the best sauce

درکار نباید عجله کرد

آدم دست پاچه کار رادوبار می کند.

مفهوم :عجله کردن در کارها موجب دوبار انجام شدن آنها می شود.

معادل انگلیسی :haste makes waste.

نباید کار انجام می شد

آب که ازسرگذشت چه یک نی چه صدنی .

مفهوم :این کار نباید انجام میشدحال که شده بگذار بشود.

معادل انگلیسی :in for apenny in for a pound.

برای چیز ازدست رفته نباید غصه خورد

آب رفته به جوی باز نمی گردد.

مفهوم : اگر انسان چیزی را از دست بدهد نباید غصه بخورد.

معادل انگلیسی:there is no overtaking the shot once fried.

کار بیهوده وبی نتیجه

آب دریا به کیل پیمودن.

مفهوم:کار بیهوده وبی نتیجه انجام دادن.

معادل انگلیسی: to try to measure sea water by a pint  pot.

کار بیهوده

آب در هاون کوبیدن.

مفهوم: کاربیهوده وبی نتیجه انجام دادن.

معادل انگلیسی: to flog a dead horse.

رنج وزحمت

آب خوش از گلویش پایین نرفت.

مفهوم :کسی که پیوسته در رنج و زحمت باشد.

معادل انگلیسی :he was never happy.

کار بی فایده

آب به غربال دیگران ریختن.

مفهوم: کاربیهوده وبی فایده انجام دادن.

معادل انگلیسی :to carry water in a sieve.

نمی توان کاری کرد

آب ازسرش گذشته است.

مفهوم:دیگرنمی توان کاری کرد.

معادل انگلیسی:it is allover with him.

خسیس

 آب از دستش نمی چکد.

  مفهوم : آدم خسیسی می باشد.  

معادل انگلیسی :he is a skin flint