فقیری
مفهوم :در بساطش چیزی نیست .
معادل انگلیسی :he has not a penny to bleass himself
مفهوم :در بساطش چیزی نیست .
معادل انگلیسی :he has not a penny to bleass himself

مفهوم :افراد باتجربه وکار دان توانایی انجام کار های سخت را دارند.
معادل انگلیسی :diamond cuts diamond
مفهوم :چیزی بارش نیست اما تبلیغات فراوان دارد.
معادل انگلیسی :distance lends ench antment
مفهوم :اوضاع واحوال تغییر یافته و باگذشته فرق می کند.
معادل انگلیسی :it is quite another story now
مفهوم :شخصی را ناراحت وعصبانی کردن .
معادل انگلیسی :torough one up the wrong way
مفهوم :انسان درستکار از محاسبه کارهایش ترس ندارد.
معادل انگلیسی :a clear conscience fears no accusers
مفهوم :نظرات ونیاز های افراد باهم اختلاف دارد.
معادل انگلیسی :one man is meat is another man is poison
آنچه زود بر آید دیر نپاید.
مفهوم :هرچیزی که به سادگی به دست آید زود از بین می رود.
معادل انگلیسی :soon ripe soon rotten
آن چه خدا خواست همان شد همان .
مفهوم :خواسته هایم عملی نشد وتقدیر الهی تحقق پذیرفت.
معادل انگلیسی :man proposes god disposes
مفهوم :نظرات افرادباتجربه از نظرات جوانان بهتر است.
معادل انگلیسی :you cannot put old heads on young shoulders
مفهوم :شرایط تغییری نکرده واوضاع قبلی پابرجاست.
معادل انگلیسی :the old situation willbe repeted
مفهوم :پیری ونزدیک بود شخص به زمان مرگ .
معادل انگلیسی : person approaching the end of his life
مفهوم :چنگی به دل نزده ومهم نبودن شخص یا چیزی .
معادل انگلیسی : something particurarly good.
مفهوم :اگر مسؤل کاری دونفر باشد معمولا کار خراب میشود .
معادل انگلیسی : too many cocks spoil the broth
مفهوم :هر که زود تر آمده زود ترهم باید برود.
معادل انگلیسی :first come first served
مفهوم :راست ودروغ را به هم بافتن .
معادل انگلیسی :to tell cock and bull story
مفهوم :اعلام آمادگی برای کار و مهیا شدن برای آن.
معادل انگلیسی : to tuck up one is shirt sleeves
مفهوم :به هدف دست پیدا نکردن ونا کام ماندن در کارها.
معادل انگلیسی : to die frustrated in one wish
مفهوم :هوی و هوس در او دیگر وجود ندارد.
معادل انگلیسی :he has sown his wild oats
مفهوم :شخص گرسنه هر چه به دست آورد رامی خورد وبه کیفیت آن اهمیتی نمی دهد.
معادل انگلیسی : hunger is the best sauce
مفهوم :عجله کردن در کارها موجب دوبار انجام شدن آنها می شود.
معادل انگلیسی :haste makes waste.
مفهوم :این کار نباید انجام میشدحال که شده بگذار بشود.
معادل انگلیسی :in for apenny in for a pound.
مفهوم : اگر انسان چیزی را از دست بدهد نباید غصه بخورد.
معادل انگلیسی:there is no overtaking the shot once fried.
مفهوم:کار بیهوده وبی نتیجه انجام دادن.
معادل انگلیسی: to try to measure sea water by a pint pot.
مفهوم: کاربیهوده وبی نتیجه انجام دادن.
معادل انگلیسی: to flog a dead horse.
مفهوم :کسی که پیوسته در رنج و زحمت باشد.
معادل انگلیسی :he was never happy.
مفهوم: کاربیهوده وبی فایده انجام دادن.
معادل انگلیسی :to carry water in a sieve.
مفهوم:دیگرنمی توان کاری کرد.
معادل انگلیسی:it is allover with him.